متن مصاحبه گوگوش
(تهیه متن سحر - وبسایت iranwaiting.com )

- بیژن فرهودی : خانم گوگوش سلام به شما در لس آنجلس
گوگوش : با درود به شما آقای فرهودی و تبریک سال نو به شما و ههمه هم نیهنانم در سراسر دنیا
- بیژن فرهودی : از اینکه شما در خانه میلیونها حضور دارید و می توانید به آنها مستقیماً صحبت کنید چه احساسی دارید ؟
گوگوش : من هر وقت که به صورت زنده با مردم در ارتباط هستم اولش احساساتی می شم و کمی کنترل خودم را ازدست می دم.
- بیژن فرهودی : متقابلاً- خانم گوگوش عید را چگونه گذراندید ؟
گوگوش : من عید را به دلیل کنسرت اکلند در شمال کالیفرنیا مشغول تمرین بودم ولی در عین حال سفره هفت سین را داشتم و پیام تبریکی را برای هم میهنانم ضبط کردم که پخش شد.
( در این قسمت مدلی همصدا پخش شد )
- بیژن فرهودی : خانم گوگوش خیلی خوشحالم که ترانه غریب آشنا را در این مدلی قرار داده بودید من به یاد روزهایی افتادم که در ایران در کلاس یازدهم دبیرستان در جوانی با این ترانه لذت می بردیم.
گوگوش : این بزرگترین ثروت و افتخاری است که من دارم که سهمی در خاطره های دو یا سه نسل گذشته دارم و هر کسی که یاد خاطرات گذشته خود می افتد و تصویری از من می بیند یا کاری می شنود در آن خاطرات سهیم هستم.
- بیژن فرهودی : در این چند روزی که اعلام کردیم شما در برنامه حضور دارید صدها ایمیل دریافت کردیم و من به یاد ندارم در هیچ برنامه ای ما اینقدر ایمیل پیش از شروع برنامه داشته باشیم.
گوگوش : من تلاشم را میکنم تا نیرو در بدن و بخصوص در صدا دارم بخونم ولی فقط نخونم اگر بتوانم وظیفه ای که به دوشم هست با خوندنم و با انتخاب اشعار و ترانه ها آن وظیفه را ادا کنم.
- بیژن فرهودی : در بخشی از پیام تبریک نوروزی شما آرزوی استقلال و آزادی فرد فرد جوانان و زنان آزاده و تمامی مردم ایران زمین داشتید فکر می کنید چگونه می توانند به این موضوع دست یابند؟
گوگوش :من آدم سیاستمداری نیستم و نمی تونم پیش بینی کنم چطور این اتفاق می افتد ولی می دانم با اتحاد و یکپارچگی مردم و مسئولین یا جوانان و زنان تلاش کنند تا به آن استقلال و ازادی خواست خودشان برسند. من نمونه های کسب استقلال و آزادی در کتابها و تاریخ سراغ دارم که برای آنها اتفاق افتاده. در هند با نافرمانی مدنی به رهبری گاندی بزرگ و در انقلاب اکتبر شوروی سابق یا انقلاب کویر فرانسه اتفاق افتاد ولی امروز نمی دونم که چطور جوانان به این موضوع که حق مسلم آنهاست : آزادی بیان،اندیشه و انتخاب نوع زندگیشون که آرزو می کنم این اتفاق هرچه زودتر بیفته ولی با انقلاب موافق نیستم و فکر نمی کنم این اتفاق بیفته ولی معتقدم به مرور و رفرمی که ایجاد می شه مردم به این مسائل دست یابند.

- بیژن فرهودی : پدارام از شما در ایمیلی پرسیده شما به عنوان یک هنرمند شماره یک چه کار دیگری به جز خواندن انجام دادید؟
گوگوش : (باخنده) هنرپیشگی کردم.
- بیژن فرهودی : ( با توجه به ایمیل دریافتی از پدرام) شما به عنوان یک هنرمند و یک رسالت به غیر از خواندن برای مردم به آن چیزی که در پیام نوروزی مطرح کردید که به آن برسند چه کاری انجام دادید ؟
گوگوش : من با خواندنم می توانم،اگر رسالتی به دوشم باشد من یک خواننده و یک هنرپیشم ضمن اینکه فراموش نکنیم ما در مملکت خودمان نیستیم من در ایران نمی تونستم بخونم و در خارج از ایران فکر نمی کنم کارساز باشه چون اینجا در اقلیتیم و قضاوتها در داخل ایرانه و اگر می خواهیم فعالیتی مفید باشد باید در داخل ایران اتفاق بیفته که متاسفانه من در طی 21 سالی که در ایران بودم ممنوع التصویر،ممنوع الصدا و در واقع ممنوع الوجود بودم .
- بیژن فرهودی : در طی این 21 سال برشما چه گذشت و بر شما چه کردند خانم گوگوش ؟
گوگوش : هنرمندای که فعالیت در حکومت سلطنتی داشتند وضعیت خوبی نداشتند و اکثریت آنها به زندان اوین احضار شدند . من در سال 58 چهار جلسه بازجویی داشتم که ادامه پیدا کرد تا هفته اول جنگ در مهرماه 59 که به مدت یکماه تا آبان 59 من در زندان منکرات در منزل زنده یاد آقای مصباح زاده بودم. می خواستند ببینند دارایی ها ی من چی هست و به گفته ی خودشون خمس مال بگیرند. بعد از یکماه آزاد شدم ولی تا روزی که از ایران آمدم تحت نظر بودم و یکسال قبل از خروجم در سال 78 از جانب گروهی در وزارت اطلاعات تحت سرپرستی سعید امامی به شدت تحت نظر بودم.
( در این قسمت ترانه گریه کنم یا نکنم کاری جدید از گوگوش پخش شد)
- بیژن فرهودی : اولین ترانه که خواندید چه بود خانم گوگوش ؟

گوگوش : ترانه ای بود که آهنگ سازش را چند روز پیش از دست دادیم،پرویز مقصدی که من فقدان آن را تسلیت می گم. قصه وفا بود که شعر آن از ایرج جنتی عطائی بود ( در این قسمت گوگوش با ابراز ناراحتی فقدان از دست رفتن پرویز مقصدی را تسلیت گفت)
( در این قسمت مدلی از کارهای گوگوش با آهنگهای زنده یاد پرویز مقصدی پخش شد)
- بیژن فرهودی : (با توجه به ایمیل دریافتی از نیما) در مورد برنامه 12 مارس در
موزه مترپالیتن نیویورک به مناسبت نوروز باستانی توضیحی دارید ؟
گوگوش : برای گرفتن یک اتاق که اختصاص به آثار ایران داشته باشه تا پولی جمع شود برای این کار که محلی برای ارائه آثار تاریخی و هنرهای تجسمی در این موزه از هنرمندان ایرانی یا آثار گذشته ایران باستان باشه که خوشبختانه انجام شد.
( در اینجا آقای فرهودی کتابی از زنده یاد پرویز خطیبی که به صورت طنز مطلبی را ازگوگوش در آن نوشته شده بود خواندند.)
گوگوش : وقتی پسرم در سوئیس درس می خواند به پاریس رفتم از آنجا مرحوم پوران به من زنگ زد و دعوت کرد و من با توجه به شرایط در ایران به لس آنجلس رفتم تا برای افتتاحیه کلاپی در آنجا برنامه اجرا کنم و چند ماهی به خاطر تغییر و تحولات به وجود آمده در ایران آنجا ماندگار شدم و بعد به نیویورک رفتم جمعاً 6 یا 7 ماه خارج از ایران بودم. از نظر مالی تحت فشار بودم و امکان اجرای برنامه روی صحنه هم نداشتم و عادت به زندگی خارج از ایران و پس از زمینه ذهنی هم نداشتم و من با توجه به اوضاع تصمیم به برگشت به ایران گرفتم ولی خوشبختانه آقای مسعود فردمنش پستی را در فرودگاه داشتند که مهر ورود را به پاسوورد من زدند و تا آنجا مشکلی نداشتم.

(در این قسمت ترانه خاطره انگیز مرحم پخش شد)
- بیژن فرهودی : از همکاری دوباره گوگوش با هنرمندانی همچون اردلان سرفراز،حسن شماعی زاده و فرید زلاند سوال کردند؟
گوگوش : کارهایی را در حال تدارک با اردلان سرفراز و حسن شماعی زاده و فرید زلاند هستیم و هنوز آماده نشده.
- بیژن فرهودی : به عنوان یک سوپر استار زندگی شما زیر ذره بین بوده ولی در طی این 9 سال خارج از ایران آیا در آرامش خاطر زندگی کردید؟
گوگوش : بیشتر سعی می کنم با نوه هام در ارتباط باشم و پسرم و خانمش و تعداد اندکی از دوستانم که برای من جواهرند و در مواقع بی کاری ورزش می کنم کتاب می خونم و یا به سفر می روم .
- بیژن فرهودی : ( با توجه به ایمیل های دریافتی) دلیل لغو کنسرت دبی و پخش آگهی ها از رسانه ها چه بوده ؟
گوگوش : به واقع من متاسفم من دوست داشتم که به این سفر برم و برنامه اجرا کنم متاسفانه یکی از اشکالات در رسانه های اینجا نبوده خبرهای روزانه است. من آگهی این کنسرت را آماده کردم و قرار بود این آگهی از یک تاریخی به بعد پخش شود . من به محض اینکه دومین قسمت از تعهدات کنسرت گزاران اجرا نشد دو نفر از همکارانم را به دبی فرستادم و متوجه شدیم که اجازه ای از استادیوم الوسل دبی گرفته نشده و کنسرت گزار در زندان بود و من بلافاصله به آن تلویزیونها اطلاع دادم به دلیل اینکه ما گروه خبری در تلویزیونها نداریم این اتفاق ها می افتد و بطور مثال مایکل جکسون وقتی کنسرت بزرگی برگزار می کند بعد ابتدا به ساکن تعطیل می کنند آن را آگهی نمی کنند ولی در خبرها اعلام می کنند که این کنسرت لغو شد ولی ما این امکانات را نداریم. امیدوارم روزی بتوانم جبران کنم.
در آخر بار دیگر گوگوش عزیز نوروز را به همه هم میهنان در همه جای دنیا تبریک گفتند و آرزوی سلامتی را ارزومند شدند و خداحافظی کردند.

کلیه متن و عکسها متعلق به وبسایت Iranwaiting.com می باشد.
*****************************************************
سایت صدای آمریکا (برنامه دو روز اول) :
http://www.voanews.com/persian/_-48-hours.cfm